اسماء مترادفه

لغت نامه دهخدا

اسماء مترادفه. [ اَ ءِ م ُت َ دِ ف َ / ف ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) الفاظ بسیاررا که بر یک معنی دلالت کند اسماء مترادفه خوانند، مانند دلالت انسان و بشر بر مردم. ( اساس الاقتباس ص 9 ).

جمله سازی با اسماء مترادفه

💡 و كوتاه سخن اينكه، آيه شريفه (اليوم ننجيك ببدنك ) اگر صريح نباشد نزديكبه صريح است در اينكه نفوس بشر غير از بدنهاى آنان است، و اسماء هم اسماء نفوساست نه بدنها، و اگر بدنها را نيز به نام صاحبش ميناميم به خاطر شدت اتحادى استكه بين آن دو است.

💡 امـا مهم آن است كه بدانيم معنى شمارش اين اسماء اين نيست كه تنها اين نامها را بر زبانجارى كنيم و خدا را به آن بخوانيم تا بهشتى شويم يا مستجاب الدعوة.

💡 و يا اگر در بعضى ديگر از احاديث آمده است كه همه اسماء حسنى در (توحيد خالص )خلاصه مى شود، نيز به خاطر آن است كه همه صفات او به ذات پاك يكتايش بر مىگردد.

💡 مجموعه جامع اسماء صحابه یا الاستعیاب فی معرفة الاصحاب: در این کتاب هر فردی را که حتی یک بار در زندگی خود با پیامبر اسلام ملاقات کرده‌است، فهرست کند.

💡 (و اللّه بصير بما يعملون )، كلمه (بصير) از اسماء حسناى الهى است، و معنايش علمبديدنيها است، نه اينكه به معناى بينا و داراى چشم باشد، و در نتيجه بصير از شعباسم عليم است.

💡 49- اسماء: سمائى كه به آدم (ع ) آموخته شده است واقعيت عينى و خارجى اسماءحسنى الهى است كه همان حقيقت نورانى حضرات معصومين (ع ) مى باشد(مراجعه كنيد بهكمال الدين ج 1، ص 14 و تفسر الميزان ج 1، ص 123 - 115)