هفت هشت

لغت نامه دهخدا

هفت هشت. [ هََ هََ ] ( اِ مرکب ) کنایه از گفتار خصومت آمیز. ( غیاث ). رجوع به هفت وهشت شود. || ( عدد مرکب، ص مرکب، اِ مرکب ) عدد تقریبی است:
گفتم ز هفت دایره این هفت هشت میل
گفتا ز هفت سایره این هفت هشت اثر؟ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

کنایه از گفتار خصومت آمیز عدد تقریبی است

جمله سازی با هفت هشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ببسته سفالین کمر هفت هشت فکنده به سر بر تنک معجری

💡 ز وجه مستی این هفت هشت تن دو من می در بن یک ظرف قیریست

💡 یک بار او را آن درد سر گرفته بود و هفت هشت روز بر آمده و چند بار نیت کرده بود که خویشتن را بکشد.

💡 «... به حکم اجبار و الجا ناچار به سکوت می‌شوم تا آقایان اضافه بر امتحانات هفت هشت ساله و امتحانات ساوه و رباط‌کریم (شکست مقاومت مردمی)، یک امتحان دیگر هم در اصفهان بنمایند و به قوه اجبار، قشون اجنبی را وسط خاک ایران- که اصفهان باشد- دعوت نمایند …»

💡 رحماندوست دربارهٔ این شعر عنوان کرد که: برای برنامه شب بخیر کوچولو هفت هشت قطعه شعر سرودم و به شورای موسیقی رادیو دادم. از میان آنها دو قطعه انتخاب شد و روی آنها آهنگ گذاشتند که یکی هرگز پخش نشد که نمی‌دانم چرا و یکی همین لالایی مشهور «گنجشک لالا» ست.

💡 به یک دو شب به سه چار اهل پنج شش ساعت به هفت هشت حیل نه ده آرزو راندیم

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز