اسخه فرو

لغت نامه دهخدا

اسخه فرو. [ اُ خ ِ ف ُ ] ( اِخ ) یکی از اعیاد بزرگ آتن که نخست از جانب تِزُس مرسوم شد. در این عید مردم شاخه های تاک که بر آن خوشه های انگور آویخته بود، بدست میگرفتند. ( فرهنگ تمدن قدیم ص 453 ).

فرهنگ فارسی

از اعیاد بزرگ آتن

جمله سازی با اسخه فرو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در کشمکش گریه ز هم ریخت وجودم هر قطره فرو خوانده به همتایی خویشم

💡 يك كودك نادان و بى اطلاع ممكن است مجذوب جلوه زيباى يك شعله آتش سوزان شود و دستدر آن فرو برد، اما يك انسان فهميده كه سوزندگى آتش را بارها آزموده است كجا ممكناست حتى چنين خيالى بكند؟

💡 وزير درفكر فرو رفت و خود را چنين يافت كه به ستمگران،متمايل گشته و تكيه كرده است، و خود نيز ظلم مى كند، از خوف عذاب الهى نعره كشيد وبيهوش به زمين افتاد، وقتى به هوش آمد، علت اين حادثه را از او پرسيدند، در پاسخگفت:

💡 آفتابی شد فرو کز خاطرش در کان عهد آسمان گنجینه‌های پر ز گوهر می‌نهاد

💡 چه خوش‌تر زانکه عاشق خفته باشد زار و معشوقش ز گلزار آید و گل بر سر بالین فرو ریزد

💡 براى نشان دادن ميزان نفاق اصحاب، توجه به همين آيه شريفه كافى است كه مىفرمايد: ((بعضى از اهل مدينه نيز در نفاق فرو رفته اند، تو آنها را نمى شناسى، ماآنها را مى شناسيم ))(709).

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز