استعانت انبیا

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] استعانت انبیا (قرآن). جمعی از مؤمنان می پنداشتند عامل اصلی ورود در بهشت تنها اظهار ایمان به خداست و به دنبال آن نباید ناراحتی و رنجی را متحمل شوند و بی آنکه تلاش و کوشش به خرج دهند، خداوند همه کارها را روبه راه خواهد کرد و دشمنان را نابود خواهد ساخت. قرآن (در آیه ۲۱۴ سوره بقره) در برابر این تفکر نادرست به سنت همیشگی خداوند اشاره کرد.
پیامبران برای تعجیل در امدادهای الهی، از خداوند متعال استعانت می جستند: • «أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَأْتِکُم مَّثَلُ الَّذِینَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِکُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّی یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَی نَصْرُ اللّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللّهِ قَرِیبٌ؛ آیا گمان کردید داخل بهشت می شوید، بی آنکه حوادثی همچون حوادث گذشتگان به شما برسد؟! همانان که گرفتاری ها و ناراحتی ها به آنها رسید، و آن چنان ناراحت شدند که پیامبر و افرادی که ایمان آورده بودند، گفتند: «پس یاری خدا کی خواهد آمد؟!» (در این هنگام، تقاضای یاری از او کردند، و به آنها گفته شد:) آگاه باشید، یاریِ خدا نزدیک است!».
← تفسیر آیه
۱. ↑ بفره/سوره۲، آیه۲۱۴.
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۳، ص۱۵۱، برگرفته از مقاله «استعانت انبیا».
...

جمله سازی با استعانت انبیا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شـمـاسـت. پـيـروز بـاشـيـد و بـا قـدرت بـه پيش برويد و دشمنان خدا را از كشور خودبرانيد و دست تباهكاران داخل و خارج را قطع كنيد و از خداوند قادر استعانت نمائيد.

💡 بوذر جمهر چند ماه بهمان حال بماند، و كلمه اى كه دلالت كند بر شكوه و اضطراب وناراحتى بر زبان نياورده، و از كسى استعانت و يارى نطلبيد.

💡 تفويض گويند: زيرا (بنده در نماز تمام كارها را به خالق واگذار مى كند و از اواستمداد و كمك مى خواهد) و مشتمل بر استعانت و كمك عبد است.

💡 اشاره الف: استعانت به نماز كه عمود دين و مايه تقرّب بندگان پرهيزكار است ازسنّت هاى دير پاى الهى است كه در صحيفه هاى آسمانى پيام آوران گذشته مطرح بودهو قرآن كريم نمونه اى از آن را يادآور شده است:قال موسى لقومه استعينوا باللّه واصبروا(491). بارزترين مصداق استعانت بهخدا همان اقامه نماز الهى است.

💡 مقصود از نسبح بحمدك و غرض از ضميمه كردن بحمدك به نسبح آيا افاده اين معناست كه ما در حالى كه سپاسگذارت هستيم تسبيح تو مى گويم، چون اگر لطف تو نبود ما توفيق تسبيح نمى يافتيم ؟ يا مراد اين است كه مابه سبب حمد تو و يا به استعانت حمد تو، تسبيحت مى گوييم يا منظور، چيز سومىاست و آن اين كه ما به همراه حمد تو تسبيحت مى گوييم ؟