( استعارة التخییلی••• ) استعارة التخییلیة. [ اِ ت ِرَ تُت ْ ت َخ ْ لی ی َ ] ( ع اِ مرکب ) ( الَ... ) ان یستعمل مصدرالفعل فی معنی غیر ذلک المصدر علی سبیل التشبیه ثم یتبع فعله فی النسبة الی غیر. نحو کشف ( ؟ ) فان مصدره هو الکشف فاستعیر الکشف للازالة ثم استعار کشف لأزال تبعاً لمصدره یعنی ان کشف مشتق من الکشف و أزال مشتق من الازالة اصلیة فارادوا لفظ الفعل منهما و انما سمیتها استعارة تبعیة لانه تابع لاصله. ( تعریفات جرجانی ). || هی اضافة لازم المشبه به الی المشبه. ( تعریفات جرجانی ). و رجوع به استعاره شود.
جمله سازی با استعاره التخییلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این طبقه که در سالهای دهه سی به تثبیت شرایط سیاسی-اجتماعی کمک کرده بود، نه آنچنان اهل بیانگریهای آرمانخواه بود و نه سرخوشی و استعارهمداری زندگی اشرافی داشت. حالتی مدیوموار که در ذهن آن، مفاهیم بنیادین انسانی مانند عشق، مرگ و از همه مهمتر، رابطهٔ فرد با اشیا و پیکرههای جهان بیرون مورد خوانش و سؤال قرار میگرفت.
💡 این داستان نگاهی ریشخندآمیز به باور عامیانه مبنی بر این که «انگلیس، عامل هر رخداد مصیبتباری در ایران است» دارد، چنانکه در فرهنگ عامه، کاراکتر دایی جان ناپلئون، به استعارهای برای نشان دادن توهم توطئه تبدیل شد..
💡 در حالیکه ۴۴ خدمه در کتاب یاد میشوند ملویل در فصل آخر سه بار تأکید میکند که ۳۰ خدمه در کشتی بودهاست. از آنجایی که در آن زمان ۳۰ ایالت در آمریکا حضور داشتهاست ملویل چنین چیزی را بیان میکند که به این معنی است که کشتی استعارهای از ایالات متحده آمریکاست.
💡 وی با استفاده از تشبیه و مثال تلاش کردهاست که این حالت را توصیف کند و با مثال به بیان نظریهاش مبنی بر این که زبان (و به دنبالهٔ آن اندیشه) با استفاده از استعاره گسترش مییابد، پرداختهاست. هرچند که ادعایش مورد قبول همه قرار نگرفتهاست.
💡 نام این پروژه منحصر به فرد یادآور جمله معروف «سسمی باز شو» در داستان علیبابا و چهل دزد بغداد از مجموعه قصههای هزار و یک شب است و در آن غاری که چهل دزد بغداد گنج خود را در آن مخفی کردهاند با این عبارت جادویی به روی آنها باز میشود با این استعاره که اکنون سسمی دهانه غار تحقیقاتی - علمی مشترک بین کشورهای منطقه را باز کردهاست.
💡 تصویر بیتسون از مذهب و دین به شدت تحت تأثیر ملاحظات و اندیشههای بومشناسانهٔ وی قرار گرفت. وی امور قدسی و اساس معنویت را در چارچوب موضوعات بومشناسانه جستجو میکرد و سعی داشت آنها را تحت عناوینی مانند همساختشناسی (هومولوژی)، فرگشت همگرا (آنالوژی) و استعاره تعریف کند («تمثیلها در علف»): «پرواضح است که کاربرد استعاره منحصر به شعر و ادبیات نیست.