اردشیر دارو

لغت نامه دهخدا

اردشیردارو. [ اَ دَ ] ( اِ مرکب ) اردشیران. ( جهانگیری ). و آن داروئی باشد در نهایت تلخی. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). در یکی از مآخذ نوعی از امرود تلخ.

فرهنگ فارسی

اردشیران و آن دارویی باشد در نهایت تلخی

جمله سازی با اردشیر دارو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از وی استندار اردشیر دوم بین سال‌های ۶۴۰ تا ۶۴۳ قمری به حکومت رستمدار و دیلم و گیلان رسید.

💡 پسر بد مر او را یکی همچو شیر که ساسان همی خواندی اردشیر

💡 شاهپور اول ساسانی فرزند اردشیر بابکان متولد شهر گور بوده است و شاهپور دوم ساسانی نیز در این شهر زاده شده است.

💡 خسرو بار دیگر تصمیم گرفت تا سپاهی برای مبارزه با اردشیر فراهم آورد.

💡 در چنگ سطوت تو چو مور، اردشیر شیر در جنب حشمت تو کم از ماکیان، کیان

💡 از پس گوری شد و افکند تیری اردشیر تیر بگذشت از شکمب گور و آوردش به زیر

تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز