ادویه دان
مترادفها
ظرف ادویه
لغت نامه دهخدا
ادویه دان. [ اَدْ ی َ / ی ِ] ( اِ مرکب ) ظرفی که ادویه مطبخ در آن جای دارد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ظرفی که ادوی. مطبخ در آن جای دارد.
جمله سازی با ادویه دان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۱۰۰م با جنگهای صلیبی، اروپاییها ادویهها، ابریشم و دیگر کالاهایی را که در اروپا کمیاب بودند، دوباره کشف کردند. تقاضای مصرفکنندگان، تجارت بیشتری را تقویت کرد و بازرگانی در نیمه دوم قرون وسطی (تقریباً ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ پس از میلاد) گسترش یافت.
💡 ابتدا گوشت یا مرغ را همراه با پیاز خرد شده و نمک و ادویه کمی تفت میدهیم، سپس به آن آب اضافه کرده و میگذاریم تا گوشت یا مرغ کاملاً بپزد. سپس کرفس را کمی تفت داده و همراه آب مرغ یا گوشت، در قابلمه ریخته و میگذاریم تا سوپ جا بیفتد. در پخت سوپ کرفس متناسب با سلیقه خود میتوانید سیب زمینی، گوجه فرنگی یا ذرت نیز اضافه نمایید.
💡 در بسیاری از غذاهای یمنی از مخلوط ادویه معروف به حوائج استفاده میشود. حوائج شامل انیسون، دانه رازیانه، زنجبیل و هل است.
💡 کوفته، (گوشت گاو تازه کوبیده شده با مخلوط با پیاز، نمک، فلفل و دیگر ادویه جات)، باسترما (به لاتین Basturma)، سوجوخ و بیورک (به لاتین: Byorek) میباشند.
💡 گیاه گلپر از دستهٔ گیاهان دارویی بوده که علاوه بر ارزش خوراکی که دارد در طب سنتی و صنعت داروسازی نیز از آن استفادههای فراوانی میشود. این گیاه دارای مواد معطر مخصوص و مرکب از صمغهای مختلف است. جوانهها، ساقهها و غنچههای نورستهٔ آن بیشتر مورد استفاده قرار میگیرند. دانههای خشک این گیاه، معطر است که همراه با غذاها و بهعنوان ادویه مصرف عمومی دارد.