لغت نامه دهخدا
نامه دان. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) جزوکش. جزودان. تبنگوئی که مکتوبات را در آن میگذارند. ( ناظم الاطباء ).
نامه دان. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) جزوکش. جزودان. تبنگوئی که مکتوبات را در آن میگذارند. ( ناظم الاطباء ).
{mailbox} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] مکانی که همۀ پیام نگارهای یک کاربر در آن نگهداری می شود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بوصلت نامه دان وصل معانی ز بلبل نامهٔ ما وا نمانی