لغت نامه دهخدا
ادویه سا.[ اَدْ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) آلتی که در دواخانه ها وغیره داروها را بدان سایند. ادویه کوب. || ( نف مرکب ) آن کس که داروها را سحق کند. ادویه کوب.
ادویه سا.[ اَدْ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) آلتی که در دواخانه ها وغیره داروها را بدان سایند. ادویه کوب. || ( نف مرکب ) آن کس که داروها را سحق کند. ادویه کوب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دستگاه مخلوطکن خانگی برای مخلوط کردن مایعات و همچنین جهت خرد یا آسیاب کردن گوشت، سیبزمینی، پیاز، مغز گردو، برنج، ادویه و اجسام سخت به کار میرود.
💡 از دیرباز هنر آشپزی بانوان فنوج شهره خاص و عام بوده و از انواع خوراکیها و غذاهای محلی میتوان به تباهگ (گوشتی که با انار خشک طعم دار گردیده و خشک شده) اشاره نمود، همچنین انواع بریانی با ادویههای محلی، تنورچه، انباگ، باقالی پلو، بت ماش اناری، دلک (آش)، هتوک یا ناورشت (ماهی، گوشت، مرغ محلی) و همچنین چنگال با پکرا و انواع ترشی لیمو و پوئچ اشاره نمود.
💡 لال مانس در زبان هندی به معنی «گوشت قرمز گوسفند» است و برای تهیهٔ آن، گوشت گوسفند را در دَلَمهٔ شیر و ادویهجات تند بهویژه فلفل قرمز تند و سیر میخوابانند. نتیجهٔ حاصله، غذایی بسیار تند است که بر حسب روش پخت، آبگوشت غلیظ یا رقیقی دارد و معمولاً نان «چاپاتی» (در تابستان) یا نان «باجرا» را (در زمستان) در آن ترید میکنند.
💡 آشپزی امروزی فنلاندی غذاهای روستایی و آشپزی رستورانی را با سبک آشپزی معاصر قارهای ترکیب میکند. امروزه ادویهها یک ماده برجسته در بسیاری از دستور غذاهای امروزی فنلاندی هستند که در دهههای اخیر از شرق و غرب پذیرفته شدهاند.