عبارت «اَخْرَس أَضْرَس» یک ترکیب وصفی در زبان عربی است که در متون لغوی و ادبی برای توصیف نوعی شخص یا حالت خاص به کار رفته و از دو واژه «اخرس» و «اضرس» تشکیل شده است. واژه «اخرس» در لغت به معنای فرد گنگ، لال یا کسی است که توانایی سخن گفتن ندارد یا در بیان کلام ناتوان است و به نوعی بر سکوت و زبانبستگی دلالت دارد. واژه «اضرس» در اصل از ریشه «ضرس» به معنای دندان آسیا گرفته شده و در کاربرد لغوی به کسی گفته میشود که دارای دندانهای برجسته و بزرگ است، اما در معنای مجازی میتواند به فردی خشن، تندخو یا دارای طبیعتی سخت و آزاردهنده نیز اشاره کند. در ترکیب «اخرس اضرس»، این دو واژه در کنار هم قرار گرفتهاند تا یک توصیف ترکیبی و تأکیدی ایجاد کنند که هم بر سکوت یا ناتوانی در سخن گفتن و هم بر شدت، خشونت یا هیبت ظاهری دلالت دارد. در برخی منابع لغوی، این ترکیب از نوع «اتباع» دانسته شده است، یعنی واژه دوم بیشتر برای تأکید، آهنگ و تکمیل بیان واژه اول به کار رفته و نقش معنایی مستقل و جداگانهای ندارد. در این حالت، هدف اصلی از آوردن «اضرس» تقویت بیان و ایجاد حالت اغراق یا تأکید در توصیف است. با این حال، در برخی برداشتهای لغوی، هر دو جزء میتوانند بار معنایی مستقل خود را نیز حفظ کنند و تصویری از فردی خاموش اما خشن یا نیرومند ارائه دهند. این عبارت در متون کهن عربی بیشتر جنبه ادبی و توصیفی داشته و برای ایجاد تصویر ذهنی قوی از شخصیتها یا حالات خاص به کار میرفته است. بنابراین، «اخرس اضرس» ترکیبی است که هم به ناتوانی در سخن گفتن و هم به شدت، خشونت یا هیبت ظاهری اشاره دارد و در ادبیات قدیم برای بیان اغراقآمیز ویژگیهای فردی استفاده شده است.
اخرس اضرس
لغت نامه دهخدا
اخرس اضرس. [ اَ رَ س ُ اَ رَ ] ( ع ص مرکب، از اتباع )از اتباع است. رجوع به تاج العروس ماده ضرس شود.
فرهنگ فارسی
از اطبائ