لغت نامه دهخدا
احمد سمسار. [اَ م َ دِ ؟ ] ( اِخ ) ( دهقان... ). ممدوح سوزنی است:
چون گردن احرار ز بار منن خویش
دهقان اجل احمد سمسار شکسته.سوزنی.
احمد سمسار. [اَ م َ دِ ؟ ] ( اِخ ) ( دهقان... ). ممدوح سوزنی است:
چون گردن احرار ز بار منن خویش
دهقان اجل احمد سمسار شکسته.سوزنی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چارلی کارگر یک سمساری است؛ که به علت حواسپرتی مورد سرزنش مالک سمساری (هنری برگمن) قرار میگیرد. سارقی (اریک کمبل) در این بین خود را مشتری جا میزند تا بتواند در فرصت مناسب به مغازه دستبرد بزند؛ ولی چارلی با شجاعت دستگیری او و دار و دسته اش را فراهم میکند.
💡 سمسار یزدی، علیاصغر؛ کریمیان، آمنه (۱۳۹۷)، «بازنمایی قنات وقفآباد یزد در منظر شهری سدههای هشتم و چهاردهم هجری شمسی»، نشریه اثر، شماره ۷۹، صص: ۴۶-۲۹.
💡 تراپ استیلتن: پسرعمو جرونیمو و سمسار.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به سفر جاده، پسر جدید و ماجراهای دکه سمساری اشاره کرد.
💡 نیز به جای شهر اردشیر خوره یا گور قدیم، شهر فیروزآباد را بنا کرد و در کازرون سرایی برای سمساران ساخت که خود روزی ۱۰٫۰۰۰ درهم از آنجا سود برمیگرفت.
💡 جایزه روزنامهنگاری امید (یادبود دکتر مهدی سمسار) به تلاش گیتی الهی (همسر مهدی سمسار) و دو فرزندشان به نامهای شهرزاد و شیرین شکل گرفت. خانواده دکتر سمسار از سال ۱۳۸۵ اقدام به اهدای جایزه امید به روزنامهنگاران جوان ایرانی نموده تا راه وی را که همیشه حامی خوبی برای جوانان روزنامهنگار بود ادامه دهد.