لغت نامه دهخدا
احشام نخل. [ اَ م ِ ؟ ] ( اِخ ) قریه ای است در سه فرسنگی مغرب قلعه سوخته. ( فارسنامه ).
احشام نخل. [ اَ م ِ ؟ ] ( اِخ ) قریه ای است در سه فرسنگی مغرب قلعه سوخته. ( فارسنامه ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از لحاظ دسترسی به خدمات پزشکی روستاهای دورتر از چاهورز از نظر متخصصان دچار کمبود هستند که به همین جهت اردوی خیریهای توسط بسیج در سال ۹۵ در احشام برپا شد که دویست نفر رایگان ویزیت شدند و داروهای رایگان در اختیارشان قرار گرفت.
💡 مساءله 13 - مالى كه در عقد جزيه شرط مى شود مى تواند هرچيزى باشد كه حاكم مسلمين آن را صلاح اسلام و مسلمين بداند كه ياپول نقد است يا كالا يا جواهر يا احشام يا چيزهاى ديگر.
💡 درختان قطع میشوند تا زمینهایی را برای احشام و سویا ایجاد کنند. جنگلزدایی در سال ۲۰۰۴ به اوج خود رسید و سپس تا اوایل دهه ۲۰۱۰ کاهش پیدا کرد. از آن زمان، جنگلزدایی تا سال ۲۰۲۰ در حال افزایش بودهاست.
💡 ابراهيم خليل پس از استقرار در سرزمين فلسطين، رفته رفته داراى اغنام و احشام فراوانشد و بدليل محدود بودن چراگاهها، برادرزاده اش لوط، به يكى از روستاهاى آن منطقهبنام (سدوم ) مهاجرت كرد.
💡 به هر حال ایلات خمسه با ذوق و شوق سنت کوچگردی خود را آغاز و به ایاب و ذهاب بین مناطق سردسیر و گرمسیر پرداختند و تا سال ۱۳۲۵ سروسامانی به وضع عشیرهای خود دادهاند و دوباره صاحب اغنام و احشام گردیدند.
💡 حدود ۱۰۰سال بعد تعدادی از خانوادههای مهاجر تصمیم به اسکان دائم در دره لن گرفتند، به همین دلیل، به دستور ملا یعقوب، شیخ الاسلام و سرپرست خاندانهای مهاجر اقدام به احداث خانههایی با خشت وگل، و همچنین جایگاهی برای احشام خویش کردند.