احتضار مشرکان

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] احتضار مشرکان (قرآن). مشرکان در حال احتضار خواست بازگشت به زندگانی دنیا را دارند، اما درخواست شان رد می شود.
۱. درخواست مشرکان برای بازگشت به زندگانی دنیا، هنگام فرارسیدن مرگشان: عــلم الغیب والشهـده فتعــلی عما یشرکون حتی اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون. ۲. رد درخواست مشرکان برای بازگشت به زندگانی دنیا، هنگام فرارسیدن مرگشان: عــلم الغیب والشهـده فتعــلی عما یشرکون حتی اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلی اعمل صــلحا فیما ترکت کلا انها کلمه هو قائلها...

جمله سازی با احتضار مشرکان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طولى نكشيد كه ديدند جوانك عطسه اى زد و نشست. كسانى كه پاى وى را رو به قبلهكشانده و انتظارى جز مرگ او را نداشتند، با شگفتى گفتند: شما درحال احتضار و بيهوشى بودى، چه شد كه ناگهان بهبودى يافتى ؟!

💡 راوى گويد: كه نسخه شيخ ابوالحسن على بن محمّد سمرى را نوشتم و از نزد او بيرونرفتم چون روز ششم در رسيد به نزد او، رفتيم ديديم كه در حات احتضار است آنگاه بهاو گـفته شد كه وصى تو بعد از تو كيست ؟ گفت: خدا را امرى است بايد او را به تمامبرساند، اين را گفت و وفات نمود رحمه اللّه.(253)

💡 735-چشم برزخى بعضى انسانها هنگام احتضار و در برزخ و قيامت نسبت به ديدناسماى جماليه حق، كور و بى نور است؛ اما حمد حامدان مايه بينايى و روشنى چشم آناناست. قره همان اشك خنك است. اشك غم و حزن، اشكى گرم است؛ اما اشك نشاط وسرور، خنك است. از اين رو عامل سرور و نشاط را قرة العين گويند.

💡 سهراب در حال احتضار می‌گوید: پدر من از تو انتقام خواهد گرفت، رستم می‌گوید مگر پدر تو کیست؟ می‌گوید رستم است و رستم می‌گوید اگر راست می‌گویی یکی از نشانی‌هایت را بگو و سهراب بازو بند را نشان می‌دهد. رستم افسوس خورده از کیکاووس در خواست می‌کند که نوش‌دارو را برای نجات سهراب برساند. کیکاووس که از زنده ماندن سهراب بیم داشت آنقدر در ارسال نوش‌دارو تعلل کرد تا سهراب جان داد.

💡 غشوه، بيهوشى است و براى امام روا نيست، مشهور است كه حضرت اميرمؤ منان شبها ازخوف و عظمت خداى تعالى غش مى نمود و مثل چوب خشك مى شد و در روايتى دارد كه حضرتمجتبى ( عليه السّلام ) در حال احتضار به برادر خود فرمود براى ما خانواده بيهوشىدست نمى دهد و با آمدن حضرت عزرائيل دست برادر را فشرد.

💡 28 وصاياى پيامبر (ص ) به على (ع )  اميرمؤ منان (ع ) على فرمود: چون رسول خدا (ص ) درحال احتضار قرار گرفت مرا طلبيد. پس از آن كه من بر آن حضرت وارد شدم به منفرمود: اى على تو وصى و جانشين من بر اهل و امت من هستى، چه زنده باشم يا از دنيابروم. دوست تو دوست من است و دوست من دوست خداست و دشمن تو دشمن من است و دشمن مندشمن خداست.