اجل گردیده
متضادها
زنده ماندن
لغت نامه دهخدا
اجل گردیده. [ اَ ج َ گ َ دی دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) اجل گشته. اجل رسیده:
ملک از گفته دلبر خجل شد
اجل گردیده تقصیرش بحل شد.زلالی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) اجل گشته اجل رسیده
اجل رسیده
جمله سازی با اجل گردیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دانشکده پرستاری و مامایی خرم آباد، دانشکدهای وابسته به معاونت آموزش دانشگاه علوم پزشکی لرستان واقع در استان لرستان، که در سال ۱۳۶۲ شمسی تأسیس گردیده است،می باشد.
💡 چون سماع عاشقانش گرم شد روز الست من به پهلو زان جهان تا این جهان گردیدهام
💡 دانشکده علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی قم با قدمتی ۳۰ ساله در سال ۱۳۶۵ تاسیس و تاکنون حدود ۴۰۰۰ فارغ التحصیل در رشتههای پزشکی و علوم پزشکی داشته است. مکان فعلی دانشکده در بلوار ۱۵ خرداد قم واقع گردیده است.
💡 بین زمین گردیده از خون حسینت لالهزار این به خون آغشته پیکرزینت دامانتست
💡 آنچه در ادامه این نوشتار آمدهاست برگرفته از خاطرات بهمن صالح نیا است که از زبان خودش ارائه گردیده است:
💡 تا خیال روی او در آب دیده دیده ایم در هوایش همچو دیده سو به سو گردیده ایم
💡 با شنیدن خبر ناگوار درگذشت آن بزرگوار که پس از سالها خدمت بیدریغ به جامعه، سرانجام اجل گردیده بود، تمام شهر با اندوه بسیار سوگوار شدند.
💡 او که سالها به عنوان ستون اصلی این خانواده شناخته میشد، پس از یک بیماری طولانی و سخت، سرانجام در آرامش و میان خانوادهاش اجل گردیده بود.
💡 در آن دوران، وقتی کسی که جایگاه والایی در میان مردم داشت به اجل گردیده بود، تمام شهر برای بزرگداشت یاد او و سوگگزاری بسیار تلاش میکردند.