اجل گشته

لغت نامه دهخدا

اجل گشته. [ اَ ج َ گ َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) اجل گردیده. اجل رسیده:

فرهنگ فارسی

( اسم صفت ) اجل گردیده اجل رسیده
اجل رسیده

جمله سازی با اجل گشته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در عرصه ایجاد شب و روز و مه و سال بر قتل عدوی تو اجل گشته مصمم

💡 دگر ره ز هر سوی پیوست جنگ ز بس کشته ره بر اجل گشته تنگ

💡 گاهی تو گلخنی را بینی شده امیر روز دگر امیر اجل گشته گلخنی

💡 لبم پر آبله گردیده همچو شمع، مگر مرا به خوان اجل گشته ماحضر آتش؟

💡 عشق تو سلامت ز جهان می‌ببرد هجر تو اجل گشته که جان می‌ببرد

💡 دست تو گرفته قدح بادهٔ روشن بدخواه تو در دست اجل گشته گرفتار

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز