لغت نامه دهخدا
اجل رسیده. [ اَ ج َ رَ / رِ دَ / دِ ]( ن مف مرکب ) کسی که مرگش فرارسیده باشد. اَجل گشته.
اجل رسیده. [ اَ ج َ رَ / رِ دَ / دِ ]( ن مف مرکب ) کسی که مرگش فرارسیده باشد. اَجل گشته.
( صفت ) کسی که مرگش فرا رسیده باشد اجل گشته.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با راستان عداوت صائب شگون ندارد مار اجل رسیده بر گرد راه گردد
💡 نظر به ظاهر و صیاد در خفا خفتست اجل رسیده چه داند بلا کجا خفتست
💡 بگفتیم بسر آیی بوقت مرک طبیبا اجل رسیده و اکنون در آرزوی تو باشم
💡 ز فر مدح تو و همت امیر اجل رسیده جان نزارم بمنتهای قصود