ابوکالیجار عمادالدوله مرزبان دیلمی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ابوکالیجار مرزبان پسر سلطان الدوله دیلمی (حک. ۴۰۰–۴۴۰ ه. ق)، هفتمین تن از پادشاهان دیلمی فارس، ملقب به عزالملوک، عمادالدین، عماد لِدین ﷲ و عمادالدوله بود.
عمادالدین ابوکالیجار(ح ۴۰۰-۴۴۰ق/۱۰۱۰-۱۰۴۸م)، از ۴۱۲ق/۱۰۲۱م امارت اهواز داشت. پس از مرگ پدر، به دعوت اوحد ابومحمد بن مکرم، برای استقرار بر تخت به شیراز خوانده شد. اما عمویش ابوالفوارس امیر کرمان، پیشدستی کرد و بر شیراز چیره گشت. ابوکالیجار سپاه وی را درهم شکست و وارد شهر شد. اندکی بعد، از بیم لشکریان که به بهانه زر و سیم بر او شوریدند، به نوبندجان و سپس به شعب بوان رفت. دیلمیان ابوالفوارس را به شیراز خواندند و او پس از تسخیر شیراز برای سرکوب ابوکالیجار به شعب بوان تاخت، اما در میانه صلح افتاد، بر این قرار که فارس و کرمان زیر فرمان ابوالفوارس باشد و ابوکالیجار بر خوزستان کم براند.
ابن اثیر، عزالدین، الکامل، ج۹، ص۳۳۸، دارصادر، بیروت، ۱۳۹۹ق.
اما این صلح دوامی نیافت و ابوکالیجار با یک حمله بر فارس چیره شد و ابوالفوارس را در نبردی دیگر میان بیضاء و اصطخر درهم شکست. در ۴۱۶ق/۱۰۲۵م، پس از مرگ مشرف الدوله، در بغداد به نام او را از خطبه بیفکندند و جلال الدوله را به حکومت شناختند. ابوکالیجار در ۴۱۹ق/۱۰۲۸م، به هواخواهی از دیلمیان که ترکان بر ایشان تاخته بودند بصره را تصرف کرد. در همان سال پس از مرگ ابوالفوارس بر کرمان نیز چیره شد و سال بعد، از بیم محمود غزنوی، به جلال الدوله دست اتحاد داد، ولی جلال الدوله در پاسخ به اهواز تاخت و دست به چپاول گشود و سپاه ابوکالیجار را درهم شکست. با این همه، وی به بغداد بازگشت.
صلح با جلال الدوله
در ۴۲۲ق/۱۰۳۱م،سلطان مسعود بر کرمان چیره شد. سال بعد ترکانِ بغداد بر جلال الدوله شوریدند و خطبه به نام ابوکالیجار کردند، اما وی از رفتن به بغداد امتناع کرد و آنها نیز نام او را از خطبه انداختند.
ابن اثیر، عزالدین، الکامل، ج۹، ص۴۲۳، دارصادر، بیروت، ۱۳۹۹ق.
...

جمله سازی با ابوکالیجار عمادالدوله مرزبان دیلمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همچنین از خویشتنداری طغرل در برابر ماوردی و رعایت احترام او با وجود دستیابی به نامه‌ای که توسط ماوردی به نگارش درآمده و در آن به نکوهش طغرل در نزد خلیفه پرداخته بود، سخن می‌رانند و همچنین چشم‌پوشی او دربارهٔ یکی از کارگزاران نزدیکش که اسراری از او را در نزد امیر ابوکالیجار بویه‌ای فاش کرده‌بود، بیان می‌دارند.

💡 و چون ابوکالیجار به خناب رسید رئیس برای پادشاه طعامی فرستاد واو را مسموم ساخته او قول (سخن) اول به واقعیت نزدیکتراست؛ و در هر حال ابوکالیجار در خناب وفات یافت و لشکر او چون صولت ترک و هیبت ملک قاورد را شنیده بودند از آن فنرل روی به فارسی نهادند و ملک قاورد ملک کرمان را تسخیر فرمود.

💡 طوایف سلجوقی در این ایام برای سلطان مسعود در تمامی خراسان گرفتاری‌هایی به وجود آورده بودند، همچنین علی تکین، در ماوراءالنهر و هارون پسر تونتاش در خوارزم علیه مسعود با ترکمانان همدست شده بودند، همچنین مسعود برای دفع خطر ابوکالیجار، امیر زیاری، به گرگان و طبرستان لشکر کشید.

💡 سلطان مسعود پس از اقامت در آمل برای رویارویی با ابوکالیجار به سوی ناتل روی آورد. در آنجا سپاهیان غزنوی و نیروهای طرفدار ابوکالیجار رویاروی شدند و پس از جنگی خونین، غزنویان پیروز گردیدند. اما مسعود از آنجا فراتر نرفت و به سوی آمل بازگشت.

💡 مصادف با لشکرکشی ابراهیم به همدان، ابوکالیجار گرشاسب، برادر فرامرز، بر همدان مسلط بود و پس از وقوف بر حملهٔ ابراهیم به سمت شاپورخواست گریخت و ابراهیم نیز در نزدیکی همدان اردوی خود را برپا نمود.

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
ارسن لوپن یعنی چه؟
ارسن لوپن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز