لغت نامه دهخدا
ابوکیسه. [ اَ ک َی ْی ِ س َ ] ( اِخ ) البرأبن قیس السکونی. تابعی است. اواز سعدبن ابی وقاص و از او ایادبن لقیط روایت کند.
ابوکیسه. [ اَ ک َی ْی ِ س َ ] ( اِخ ) البرأبن قیس السکونی. تابعی است. اواز سعدبن ابی وقاص و از او ایادبن لقیط روایت کند.
تابعی است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لیک چون بیچاره، زر، در کیسهاش بد ناپدید عاقبت هیزمفروش پیر سر تا پا پلید
💡 گاهی چای دارچین را همراه با چای معمولی مصرف میکنند. امروزه چای کیسهای دارچین نیز تولید و عرضه میشود.
💡 ۲۰۷ کامپکت در ابتداییترین پیکربندی برای بازار آمریکای لاتین و بدون کیسه هوا در سال ۲۰۱۰ ۱ ستاره برای ایمنی سرنشینان بزرگسال و ۲ ستاره برای ایمنی سرنشینان خردسال را از مؤسسه لاتین انسیایپی دریافت کرد.
💡 جسته برات جان از او باز چو دیده روی او کیسه دریده پیش او جمله برات ریخته
💡 زرش در کیسه اقبال و نان بر خوانچه دولت ستاره گفت بستان هین فلک گفتا بیاور هان
💡 چشم ارز خون دل شودم تیره، باک نیست در جیب و کیسه خاک تو دارم، که توتیاست