لغت نامه دهخدا
( ابوکرمة ) ابوکرمة. [ اَ ؟ م َ ] ( اِخ ) الکندی. او از زاذان و از او علأبن عبدالکریم روایت کرده است.
ابوکرمه. [ اَ ؟ م َ ] ( اِخ ) محدث است.
( ابوکرمة ) ابوکرمة. [ اَ ؟ م َ ] ( اِخ ) الکندی. او از زاذان و از او علأبن عبدالکریم روایت کرده است.
ابوکرمه. [ اَ ؟ م َ ] ( اِخ ) محدث است.
محدث است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نام سوبکهوتپ پنجم در هنگام تولد سوبکهوتپ بوده و نام تاجیش مرهوتپرع. احتمال دارد سوبکهوتپ چهارم پدر او بوده باشد چرا که او پسری به نام سوبکهوتپ داشته. نام و نشان سوبکهوتپ پنجم بر روی تندیس او (در تصویر) که در کرمه پیدا شده و نیز چندین مهر دیده میشود.