ابو نمله

لغت نامه دهخدا

( ابونملة ) ابونملة. [ اَ ن َ ل َ ] ( اِخ ) عماربن معاذ انصاری صحابی بدری است و دیگر مشاهد را نیز دریافته و بخلافت عبدالملک مروان درگذشته است. بعضی نام او را معاذبن زراره گفته اند.
ابونملة. [ اَ ن َ ل َ ] ( اِخ )معاذبن زراره. رجوع به ابونملة عمارةبن معاذ شود.

فرهنگ فارسی

انصاری صحابی است

جمله سازی با ابو نمله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در روايات ما هم هست كه لعل كه نمله خيال كند براى خدا دو تا شاخ است (380)، اين حبنفس است. معلوم مى شود در نمله هم اين هست. اين نمله هم چيز عجيبى است. حالا آنجا دارد كهلعل خيال كند (خدا) دو تا شاخ (دارد). اين شاخ راكمال مى داند. ما هم وقتى بخواهيم تعبير بكنيم (به ) يك چيزهايى كه پيش خودمان است،يك مطالب، يك كمالاتى كه پيش خودمان است، اينطورخيال مى كنيم.

💡 (قالت نمله يا ايها النمل ادخلوا مساكنكم لا يحطمنكم سليمان و جنوده و هم لا يشعرون) (11)

💡 نمله، سليمان نبى با همراهانش را به عنوان (لا يشعرون ) توصيف كند و هدهد به او مىگويد:

💡 حتى اذا اتو على واد النمل قالت نمله يا ايهاالنمل ادخلوا مساكنكم لا يحطمنكم سليمان و جنوده و هم لا يشعرون.

💡 (( و حشر لسليمان جنوده من الجن و الانس و ا لطير فهم يوزغون. حتى اذا اتوا على واداالنمل قالت نمله يا ايها النمل ادخلوا مسا كنكم لا يحطمنكم سليمان و جنوده و هم لا يشعرونفتبسم ضاحكا من قولها. )) (317)

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز