لغت نامه دهخدا
ابونجده. [ اَ ن َ دَ ] ( اِخ ) نمیری. او را سی ورقه شعر است. ( ابن الندیم ).
ابونجده. [ اَ ن َ دَ ] ( اِخ ) نمیری. او را سی ورقه شعر است. ( ابن الندیم ).
او را سی ورقه شعر است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نجده گفت: آيا اين خصيصه ذاتى و نهادى شماست و بر آن آفريده شده ايد؟
💡 (و فى الخبر المشهور إ ن إ براهيم قال لملك الموت إ ذ جاءه بقبض روحههل رأ يت خليلا يميت خليله فأ وحى الله تعالى إ ليههل رأ يت محبا يكره لقاء حبيبه فقال يا ملك الموت الا ن فاقبض و هذا لا نجده إ لا عند من يحبالله بكل قلبه فإ ذا علم أ ن الموت سبب اللقاء انزعج قلبه إ ليه و لم يكن له محبوبغيره حتى يلتفت إ ليه ).
💡 مؤ لف: اينكه در روايت داشت: گفتند او مى پرسد به عقيده تو از آن كيست معنايش اين استكه آن اشخاصى كه نجده آنها را نزد ابن عباس فرستاده بود گفتند: نجده مى گويد،يعنى مى پرسد فتواى تو در مصرف خمس چيست ؟
💡 522- الخراج ابويوسف، ص 23-24 با لفظى ديگر؛ مغازى واقدى، ص 697؛الاموال ابوعبيد، ص 333؛ سنن نسائى، ج 2، ص 178؛ احكام القرآن جصاص، ج 3، ص63؛ و در شرح حال نجده در لسان الميزان، ج 6، ص 148.
💡 او پس از درخواست مکرر علمای دینی مانند عبدالله بن عباس، این دستور را لغو کرد. نجده در اوج قدرت خود، به دلیل اختلافات داخلی میان خوارج کشته شد.