ابو منیب

لغت نامه دهخدا

ابومنیب. [ اَ م ُ ] ( اِخ ) صحابی است.
ابومنیب. [ اَ م ُ ] ( اِخ ) تابعی است. او از ابن عمرو سعیدبن المسیب و از او حسّان بن عطیة روایت کند.
ابومنیب. [ اَ م ُ ]( اِخ ) صحابی است و مسلم بن زیاد از او روایت دارد.
ابومنیب. [ اَ م ُ ] ( اِخ ) محدث است و از یحیی بن کثیر روایت کرده است و ابواسامه گوید: روایت او از ابی سنان است.
ابومنیب. [ اَ م ُ ] ( اِخ ) الأحدب. محدث است. او از معاذو عباده و از وی ابوعطاء و عاصم احول روایت کنند.
ابومنیب. [ اَ م ُ ] ( اِخ ) عبیداﷲبن عبداﷲ العتکی المروزی. محدث است.
ابومنیب. [ اَ م ُ ] ( اِخ ) مهاجر هذلی. محدث است.

فرهنگ فارسی

تابعی است

جمله سازی با ابو منیب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا تو توبه شکستی به جام لطف و قبول و گرنه بنده ازین شیوه بود عبد منیب

💡 سید محمد اقبال منیب یک سیاستمدار اهل افغانستان بود. وی از ۴ ژانویه ۲۰۰۷ تا آگَست ۲۰۰۸ والی ولایت سرپل و از ۱ دسامبر ۲۰۰۸ تا ۲۵ مه ۲۰۱۰ والی ولایت غور بود.

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز