ابو مسور

لغت نامه دهخدا

ابومسور. [ اَ م ِوَ ] ( اِخ ) عبدالرّحمن بن مسوربن محزمه. محدث است.
ابومسور. [ اَ م ِ وَ ]( اِخ ) محزمةبن نوفل بن عبدمناف بن زهره. صحابی است.

فرهنگ فارسی

صحابیست

جمله سازی با ابو مسور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فقال: يا على ! اذا صرت باعلى عقبه افيق فناد باعلى صوتك، يا شجر! يامدر! يا ثرى ! محمد رسول الله (ص ) يقرئكم السلام... فذهب فلما صرت لاعلى العقبهاشرفت على اهل اليمن فاذا هم باسر هم مقبلون نحوى مشرعون رماحهم مسورون اسنتهممتنكبون قسيهم، شاهرون سلاحهم. فناديت باعلى صوتى: يا شجر! يا مدر! يا ثرى! محمد رسول الله (ص ) يقرئكم السلام.

💡 مـؤ لف: ايـن مـعـنـا در روايـاتـى ديـگـر از طـرق شـيـعـه واهـل سـنت نقل شده، و آن روايتى كه طبرسى آورده خلاصه اى است از روايتى كه بخارى وابو داوود و نسائى از مروان و مسور نقل كرده اند.

💡 ناحیهٔ مسور (به عربی: مدیریة مسور) یک ناحیه در یمن است که در استان عمران واقع شده‌است.

هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز