ابو قابوس

لغت نامه دهخدا

ابوقابوس. [ اَ ] ( معرب، اِ ) مصحّف انخسا و انخوسا.( تذکره داود ضریر انطاکی ). رجوع به ابوقابس شود.
ابوقابوس. [ اَ ] ( ع اِ مرکب ) آفتاب. ( مهذب الاسماء ).
ابوقابوس. [ اَ ] ( اِخ ) مولی عبداﷲبن عمرو. محدث است و از او ابن عیینه روایت کند.
ابوقابوس. [ اَ ] ( اِخ ) نعمان بن منذر... رجوع به نعمان... شود. و نابغه در شعر خویش از راه تعظیم ابوقبیس آورده است. و اصل آن بوقابوس است:
فان یقدر علیک ابوقبیس
تحطّ بک المعیشة فی هوان. ( المرصّع ).

فرهنگ فارسی

محدث

جمله سازی با ابو قابوس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این باشگاه که در سال ۱۹۷۲ تاسیس شده سابقه ۲ قهرمانی در جام سلطان قابوس و ۲ قهرمانی در سوپر جام عمان را در کارنامه دارد.

💡 سومین نسخه از قابوس‌نامه که در کتابخانه و موزه ملی ملک در تهران نگهداری می‌شود، دارای ۲۵۰ صفحهٔ ۱۷ سطری است که به خط نسخ جلی نوشته شده است. سعید نفیسی بر اساس این نسخه، نخستین تصحیح از قابوس‌نامه را انجام داده و در ایران منتشر کرد.

💡 و از آنجا روی به گرگان نهاد که قابوس پادشاه گرگان بود و مردی بزرگ و فاضل دوست و حکیم طبع بود. ابوعلى دانست که او را آنجا آفتی نرسد.

💡 بر بازوبند قابوس و شمگير به خط او نوشته بود: اگر بيوفايى، سرشت آدميانست، پس، به هر كس اعتماد داشتن عجزست و اگر مرگ بناچار خواهد آمد، تكيه كردن به دنيانادانى ست و اگر تقدير حتمى ست، پس، دورانديشى بيهوده است.

💡 قابوس از تخت فرود آمد و چند گام ابوعلى را استقبال کرد و در کنارش گرفت و با او بر یکی نهالی پیش تخت بنشست و بزرگیها پیوست و نیکو پرسید و گفت:

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز