ابو برائل

لغت نامه دهخدا

ابوبرائل. [ اَ بو ب َ ءِ ] ( ع اِ مرکب ) خروه. خروس. دیک. ابوحماد. ( المزهر ). ابویقظان.

فرهنگ فارسی

خروس

جمله سازی با ابو برائل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آقاى ابو ريّه بعد از نقل كلام ابن خلدون مى گويد: او اكثر احاديث مهدى را كه در كتباهل سنت وارد شده، مورد طعن و اشكال قرار مى دهد.(457) اين سخن وى كنايه از اين استكه ابن خلدون منكر وجود مهدى عليه السّلام مى باشد.

💡 کارن ابو زید، قائم مقام دبیرکل کمیسیون آژانس کار و امداد سازمان ملل در نوار غزه در ۲۹ فوریهٔ سال ۲۰۰۴ اعلام نمود که: آنچه که آغاز شده و کاملاً مشهود است آنست که نظم و قانون از بین رفته و تمامی گروه‌ها دارای افراد شبه نظامی خاص خود گردیده‌اند که بسیار هم منظم عمل می‌نمایند. این احزاب هستند که سعی در نمایش قدرت خود دارند.

💡 مؤ لف: در الدر المنثور از ابو هريره و غير او روايت شده كهرسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) وقتى اين آيه را مى خواند عرضه مى داشت:منرهى تو اى خدا، بلى قادر هستى. و همچنين در عيون از حضرت رضا (عليه السلام )روايت شده كه وقتى اين سوره را مى خواند و فارغ مى شد عرضه مى داشت: سبحانكاللهم، بلى تو قادر هستى.

💡 و ابوالخطّاب محمّد بن ابو زينب، ملعون - و خبيث است و نيز اصحاب و ياران او ملعونهستند، با آن ها هم نشين و هم سخن مباش، چون كه من و پدران من از آن ها بيزار مى باشيم.

💡 ابو سته بیش از ۴۰ سال را در بدست آوردن هر گونه اطلاعات در رابطه با فلسطین قبل از اشغالگری اسراییل و بعد از آن تلاش و کوشش کرد.

💡 اين روايت منزلت والاى ابو عمرو و موقعيت برجسته او را نزد ائمه اطهار - عليهم السلام -نشان مى دهد و دليل علم، فضل و امانت در فتواى او مى باشد و اينكه او مرجع فتوا وبيان احكام بوده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران