ابن مستوفی
لغت نامه دهخدا
ابن مستوفی. [ اِ ن ُ م ُ ت َ ] ( اِخ ) شرف الدین ابوالبرکات مبارک بن احمد اربلی. مورخ، ادیب و شاعر. مولد او به اربل و همانجا پرورش یافت و ملک معظم مظفرالدین فرماندار اربل او را وزارت خویش داد ( 629 هَ.ق. ). پس از وفات او آنگاه که مستنصر خلیفه اربل را بتصرف آورد انزوا گزید. و وقتی که مغولان اربل را فتح کردند ( 634 ) او بموصل هجرت کرد و تا آخر عمر بدانجا ببود. او راست: کتابی در تاریخ اربل در چهار مجلد و خود دیوانی داشته و نیز دیوان متنبی و ابوتمام را در ده جلد شرح کرده است. و صاحب روضات گوید کتاب نصیحةالملوک غزالی را وی از فارسی به عربی ترجمه کرده است. مولد او به سال 564 و وفات در 637 بوده است.
فرهنگ فارسی
ادیب و شاعر مولد او به اربل
جمله سازی با ابن مستوفی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیر مستوفی به دیوان در چو شاگردان او میبریدی کاغذی یا میشکستی دفتری
💡 سلورزی یا سلاحورزی، از طوایف لر ساکن لرستان و ایلام است. حمدالله مستوفی در قرن هفتم نام آنها را به شکل سلبوری ذکر کردهاست. اتابکان لر کوچک از طایفه لر جنگروی که شعبهای از طایفه سلورزی است، بودند.
💡 مستوفی از زبان قلم حرف می زند خود داند و خدا سر دفتر چو باز کرد
💡 مستوفی به جای آنکه برای استیضاح در مجلس حاضر شود، استعفای خود را به شاه تقدیم کرد و در ۲۳ بهمن کابینه تازهای به مجلس معرفی کرد. با پایان عمر این دولت در اردیبهشت سال بعد، مستوفی به حیات سیاسیاش برای همیشه خاتمه داد. در انتخابات سال ۱۳۰۷ مردم تهران او را به نمایندگی مجلس انتخاب کردند اما نپذیرفت.
💡 مستوفیالممالک هنگام مرگ ۲۵ فرزند داشت که شماری از آنها هنوز به سن قانونی نرسیده بودند و سرپرستی اموال و املاکی که به آنها ارث رسیده بود به شیخالملک اورنگ سپرده شد. در زمان رضا شاه، نیمی از اراضی ونک را که به ورثه مستوفیالممالک تعلق داشت، دولت گرفت و کارخانه ماسک سازی به نام «کارخانه شماره ۵» در آن ساخت.
💡 از حساب محشرم پروا نباشد چون توئی منشی دیوان حق مستوفی روزحساب