لغت نامه دهخدا
ابن عجزه. [ اِ ن ُ ع ِ / ع ُ زَ ] ( ع اِ مرکب ) فرزند بازپسین. ابن هرمه. و در تداول عوام، ته تغاری.
ابن عجزه. [ اِ ن ُ ع ِ / ع ُ زَ ] ( ع اِ مرکب ) فرزند بازپسین. ابن هرمه. و در تداول عوام، ته تغاری.
فرزند باز پسین ابن هرمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و در الدر المنثور است كه ابو الشيخ و ابن مردويه و ديلمى، از كعب بن عجزه ازرسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) روايت كرده كه در معناى جمله (من جاء بالحسنة فلهخير منها) فرمود: منظور از حسنه شهادت به (لا اله الا اللّه ) است، همچنان كه منظوراز سيئه شرك به خداست، كه فردا به اولى گفته مى شود: نجات يافتى و به اينگفته مى شود: هلاك شدى.
💡 یک ماه از محاصره نگذشته بود که شهر از نظر آذوقه با کمبود مواجه شد. لطفعلیخان تصمیم گرفت تا «۱۲ هزار کس از فقرا و عجزه و کسبه شهر» را از کرمان بیرون کند. با گذشت زمان، تأمین خوراک مورد نیاز شهر سختتر میشد. به گفته احمدعلیخان وزیری مؤلف تاریخ کرمان «آتش قحط و غلا در شهر بالا گرفت. بعضی مردم به پوست و پشکل گوسفند تغذیه میکردند. برخی به هسته خرما و تراشه نجاری سد جوع مینمودند. کاهگل بیشتر خانهها را تراشیده و شسته و برای علیق اسبان سپاهیان بردند. سگها و گربهها را خوردند.» خان زند مجدداً تصمیم به بیرون کردن تعدادی از شهر گرفت. او ۱۲ هزار تن که این بار زنان نیز در میانشان بودند را از کرمان بیرون کرد. آقامحمدخان قاجار دستور داد تا آنها را در روستاهای اطراف متفرق کنند. شبها، زنها و کودکان به بالای پشت بامها میرفتند و برای تضعیف روحیه ارتش آقامحمدخان، تصنیفهایی در تمسخر خان قاجار سر میدادند: