ابن شیرویه

لغت نامه دهخدا

ابن شیرویه. [ اِ ن ُ رو ی َ ] ( اِخ ) ابومنصور اسپهبد دوست بن محمد دیلمی. از مشاهیر ادباء. او در آغاز مذهب شیعه داشت و سب صحابه روا میشمرد و سپس از آن مذهب بازآمد. وفات اوبه سال 469 هَ.ق. بوده است و قطعه ذیل از اوست:
یاطالب التزویج انک بالذی
تبغیه منی جاهل، معذور
هل ابصرت عیناک صاحب زوجة
الا حزیناً ما لدیه سرور.

فرهنگ فارسی

از مشاهیر ادبائ

جمله سازی با ابن شیرویه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همان شیرویه را نیز این گمان بود که شیرین را بر او دل مهربان بود

💡 شعر بالا مربوط به بازداشت خسرو پرویز به دست فرزندش شیرویه است.

💡 شیرویه طبع و تیغ زبانم، عدو کجاست تا پهلوی وجود چو خسروش بر درم

💡 که خسرو ورا کرده بود جانشین به زندان همی بود شیرویه زین

💡 غرقه خون چون خسرو از شیرویه خفت نکته ای خوش در حق شیرویه گفت

نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز