ابن بنان

لغت نامه دهخدا

ابن بنان. [ اِ ن ُ ب َ ] ( اِخ ) رجوع به سلمویةبن بنان شود.

جمله سازی با ابن بنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اکبر گلپایگانی، محمود محمودی خوانساری، غلامحسین بنان، عبدالوهاب شهیدی،هایده،ایرج، ناصرمسعودی،محمدرضاشجریان،علیرضاافتخاری

💡 کلکت نهال نیشکر آمد مگر باصل کز وی حلاوتی است تو را در خط و بنان

💡 مامور شد بیان تو را چون بیان بنان تا هر هنر به نزد تو شد چون نگین نگین

💡 نه با غذای بنان تو جود گشته ضعیف نه با علاج بیان تو فضل مانده سقیم

💡 در پی این درگیری‌ها فرشید یداللهی، وکیل دادگستری خبر داد در اعتراضات شهرستان کوار چهار درویش هم مجروح شدند که یکی از آنها به وحید بنانی بوده که در بیمارستان درگذشته است، همچنین به سه درویش مجروح دیگر در بیمارستان دستبند زده بودند.

💡 بیرون نکرد خواهم، تا عمر من بود خدمت زجان، مدیح زدل، خامه از بنان

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز