ابله ٔ چشم

لغت نامه دهخدا

( آبله چشم ) آبله چشم. [ ب ِ ل َ / ل ِ ی ِ چ َ / چ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دانه سفید یا سرخی که بر ظاهر چشم پدید آید و در تداول عامه آن را تورک گویند.

فرهنگ فارسی

( آبله چشم ) دانه سفید یا سرخی که بر ظاهر چشم پدید آید و در تداول عامه آنرا تورک گویند

جمله سازی با ابله ٔ چشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چهر زببای نو عروس جهان کشت از این ابلهان ز چشم نهان

💡 کی بود جز به چشم ابله‌وش آنکه او جان و دین ستاند خوش

💡 هر که جفا جوید بر خویشتن چشم که دارد مگر ابله وفاش؟

💡 ز یک خندش مصور شد بهشت ار هشت ور بیش است به چشم ابلهان گویی ز جنت ارمغانستی

💡 عقل را چون ابلهان در شیشه کرد چشم او یارب چه افسون می‌کند

💡 لب از لبی چو چشم خروس ابلهی بود بر داشتن به گفته بیهوده خروس

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز