لغت نامه دهخدا
( آبدوات کن ) آبدوات کن. [ دَ ک ُ ] ( اِ مرکب ) کفچه خرد و ظریف با دمی باریک و کشیده که بدان آب در دوات کنند و لیقه بدان آشورند. محراک. ( ربنجنی ). دویت آشور. دوات آشور.
( آبدوات کن ) آبدوات کن. [ دَ ک ُ ] ( اِ مرکب ) کفچه خرد و ظریف با دمی باریک و کشیده که بدان آب در دوات کنند و لیقه بدان آشورند. محراک. ( ربنجنی ). دویت آشور. دوات آشور.
( آب دوات کن ) ( اسم ) کفچ. کوچک و ظریف فلزی بادمی باریک و کشیده که بدان آب در دوات کنند و لیقه را بدان هم زنند دوات آشور دویت آشور.، ( آبدوات کن ) دویت شور دوات آشور
آب دوات کن. آبْ دَواتْ کن
(یا: دَوات شور) کفچه یا قاشقک کوچکی از آبنوس، صدف، فلز، یا چوب که با آن خطاطان و کاتبان آب در دوات می ریختند. نوع آبنوسی آن را بهتر می دانستند، زیرا در مُرکّب تأثیر نمی گذاشت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خواستم گیرم دوات از مه سیاهی از ظلام خامه از تیر و بیاض از صفحه شمس الضحی
💡 سپس قلم و دوات و كاغذ طلبيد و دستور داد نامه به اين مضمون براى مروان حكم نوشتند:
💡 ز بهر مدحش و امرش چو خامه و چو دوات سپهر بسته میان و جهان گشاده دهن
💡 نگارنده، نوک قلم یا قلمموی خود را در مرکب درون دوات میزند و سپس به نوشتن یا ترسیم میپردازد. جوهر دوات همچنین برای پر کردن خودنویس بکار میرود.
💡 207-حديث قلم و دوات خواستن پيامبر اكرم راگروهى از دانشمنداناهل تسنن نيز نقل كرده اند. به كتاب (المراجعات ) و (مناظرات ) رجوع شود.
💡 بدان سبب که ترا دید سرگران چو دوات ز غصّه همچو قلم می رود سرافکنده