یغماگری

لغت نامه دهخدا

یغما گری. [ ی َگ َ ] ( حامص مرکب ) غارت. اغارة. چپاول. چپو. چپاولگری. غارتگری. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به یغما شود.

فرهنگ فارسی

غارت اغاره

جمله سازی با یغماگری

💡 در مقاطعی از تاریخ زیبک‌ها به یاغی‌گری و یغما می‌پرداختند، ولی پس از اشغال ازمیر آنان به یونانی‌ها به نبرد پرداختند. با تشکیل نیروی زمینی ترکیه زیبک‌ها به این نیرو پیوستند. در خلال جنگ استقلال ترکیه از ایشان دیگر یغماگری دیده نشد، بلکه رشادت آنان در جنگ‌ها از آنان در نظر بقیه قهرمانانی پدیدآورد.