لغت نامه دهخدا
گوانه. [ گ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) بن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به گوان و بن شود.
گوانه. [ گ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) بن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به گوان و بن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شگفت است كه يك تن خادم را به خدمت تو گماشته اند. در حالى كه خدمتكاران اينهمهزيبايى بيش از اين اند. رخسار تو ريحان است و دندانت گوهر. گوانه ات ياقوت است وخال تو عنبر.