گنداوری
لغت نامه دهخدا
( گندآوری ) گندآوری. [ گ ُ وَ ] ( حامص مرکب ) سپاهیگری و مردانگی. ( از فرهنگ اسدی نخجوانی ). دلاوری. جنگجویی. صفت گندآور:
بدان تا ز فرزند من بگذری
بلندی گزینی و گندآوری.فردوسی. || سروری. سپهسالاری. امارت. پادشاهی:
بدو گوهر از هر کسی برتری
سزد بر تو شاهی و گندآوری.فردوسی.همان یاره و تاج و انگشتری
همان طوق و هم تخت گندآوری.فردوسی.
جمله سازی با گنداوری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سپاهش دد و دام و مرغ و پری سپهدار با کین و گنداوری