گرم جوشی

مترادف‌ها

شور و شوق، اشتیاق، هیجان

متضادها

سردی، بی‌تفاوتی، بی‌میلی

لغت نامه دهخدا

گرم جوشی. [ گ َ ] ( حامص مرکب ) محبت و اختلاط کردن. ( آنندراج ) ( غیاث ). اختلاط بسیار کردن. ( مجموعه مترادفات ص 29 ). || تپاک نمودن. ( آنندراج ) ( غیاث ). اضطراب. بی قراری.

فرهنگ فارسی

۱ - معاشرت و اختلاط بسیار. ۲ - اضطراب بیقراری.

جمله سازی با گرم جوشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شعله‌ ها در گرم جوشی‌، داغ آه سرد ماست نغمه هم حسرت غبار ناله‌های درد ماست

💡 اشتیاق و گرم جوشی که آن جوان در هنگام صحبت کردن درباره پروژه‌های جدید علمی خود نشان می‌داد، همه حاضرین را تحت تأثیر قرار داد.

💡 اگرچه او با گرم جوشی زیاد وارد بحث شد، اما باید توجه داشت که هیجان زیاد بدون دانش کافی، می‌تواند منجر به تصمیمات اشتباه شود.

💡 کارمندان جدید معمولاً با گرم جوشی بسیار بالا و انرژی مثبت شروع به کار می‌کنند، اما حفظ این سطح از انگیزه نیاز به مدیریت دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران