لغت نامه دهخدا
کیژ. ( اِخ ) شهری است به ناحیت پارس، و اندر وی حصاری است استوار. ( حدود العالم چ دانشگاه ص 125 ).
کیژ. ( اِخ ) شهری است به ناحیت پارس، و اندر وی حصاری است استوار. ( حدود العالم چ دانشگاه ص 125 ).
شهریست به ناحیت پارس و اندروی حصاریست استوار ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نزدیک به ۱۶۵۰ جزیره درون این دریاچه قرار دارند. از جمله این جزیرهها، جزیره کیژی است که دارای ۸۹ کلیسای ارتدوکس چوبی و دیگر سازههای چوبی بازمانده از سدههای ۱۵ تا ۲۰ میلادی است. این مجموعه همچنین یکی از میراثهای جهانی یونسکو با نام پوگوست کیژی را در برگرفتهاست. از جمله شهرهای بزرگ کنار این جزیره میتوان به پتروزاودسک، کوندوپوگا، و مدوژیگورسک اشاره کرد.
💡 دختر، در اردلانی کنیشک در هورامی کناچی، و در مازنی و گیلکی کیجا، در لکی کنیوژ و در گویش سورانی مکریانی کیژ،kiža که واژه ای اشکانی میباشد به صورت kanižag آمدهاست.