لغت نامه دهخدا
کژمیان. [ ک َ ] ( ص مرکب ) کوزپشت. کسی که کمر خمیده دارد. ( از ناظم الاطباء ). منحنی قامت. خمیده میان.
کژمیان. [ ک َ ] ( ص مرکب ) کوزپشت. کسی که کمر خمیده دارد. ( از ناظم الاطباء ). منحنی قامت. خمیده میان.
کوز پشت.کسی که کمر خمیده دارد. خمیده میان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ملک شام و روی به یک عزم تو شدند صد شاه و شهر بسته میان و گشاده در
💡 به راه دیدم و گفتم رود به خانه، نرفت به سویم آمد و اندر میان جان آمد
💡 در میان گریه چون بوسیم پای او کمال از در و یاقوت بر وی زیوری خواهیم بست
💡 ز بس که این دل خون گشته در دوید به چشمم نایستاد دلم تا میان خون ننشستم
💡 زردآلو انواع متفاوتی دارد که از میان آنها به موارد زیر میتوان اشاره نمود: