کویه
لغت نامه دهخدا
کویه. [ ی َ / ی ِ ] ( اِ ) گیاهی باشد شیرین که مردمان خورند. ( برهان )( آنندراج ). گیاهی شیرین و مأکول. ( ناظم الاطباء ).
کویه. [ ی َ / ی ِ ] ( پسوند ) مزید مؤخر امکنه: رستم کویه. کرکویه. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کویه. [ ی َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حومه بخش رودسر است که در شهرستان لاهیجان واقع است و 453 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
فرهنگ فارسی
مزید موخر امکنه: رستم کویه. کرکویه
جمله سازی با کویه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اسپاتو در ۱۱ فوریهٔ ۲۰۲۳ در سن ۸۱ سالگی بر اثر خونریزی مغزی در کویه درگذشت.
💡 زرین کویه، روستایی از توابع بخش جره و بالاده شهرستان کازرون در استان فارس ایران است.
💡 سال ۱۸۰۴ اُغوزبیگ فوت کرد و پسر بزرگش مصطفی بیگ به امارت رسید. برادران به امارت وی گردن ننهادند و با وی به مخالفت پرداختند و سال ۱۸۰۵ برادرش تیمورخان با سلیمان پاشای امیر بابان و سردار کویه و حریر متحد شد.
💡 بقعه نصیر علی کیا مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان رودسر ـ روستای کویه سفلی واقع شده و این اثر در تاریخ ۴ تیر ۱۳۷۷ با شمارهٔ ثبت ۲۰۴۶ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 حمام قدیمی روستای کهنه کویه مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان املش، بخش رانکوه، روستای کهنه کویه واقع شده و این اثر در تاریخ ۲ آبان ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۶۰۷ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 تل توانگر مربوط به دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در خنج، محله قلا کویه واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۳۲۶۴ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.