کوکان

لغت نامه دهخدا

کوکان. ( اِ ) ساز و برگ استادان گازر را گویند. ( برهان ). دست افزاری است مر گازران را. ( آنندراج ). دست افزار گازر. و در نسخه سروری به وزن چوگان به معنی ساز گازر آورده. ( فرهنگ رشیدی ). دست افزاری باشد مر گازران را. ( فرهنگ جهانگیری ). ساز و برگ گازرگر. ( ناظم الاطباء ).
کوکان. ( اِخ ) دهی از دهستان جعفرآباد فاروج که در بخش حومه شهرستان قوچان واقع است و 106 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
کوکان. ( اِخ ) دهی از دهستان تفرش که در بخش طرخوران شهرستان اراک واقع است و 120 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ). از رستاق طبرش. ( تاریخ قم ص 118 و 120 ).

دانشنامه عمومی

کوکان روستایی در دهستان بازرجان بخش مرکزی شهرستان تفرش استان مرکزی ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این روستا ۲۲۶ نفر ( ۵۳خانوار ) بوده است.

جمله سازی با کوکان

💡 مقاله «قافیه در یک باغ منظره مینیاتور»، که در حدود سال ۱۳۰۰ توسط راهب ذن ژاپنی کوکان شیرن نوشته شده‌است، اصول زیبایی‌شناسی بونسِکی و خود معماری باغ را تشریح می‌کند.

💡 در اولین فصل این مجموعه، جسی ونتورا گروه تحقیقی شامل الکیس پایپر، جون سارپونگ و مایکل براورمن را در اختیار داشت. در فصل دوم دانیل کوکان در چند قسمت به عنوان محقق ظاهر شد. در فصل سوم فرزند جسی، تایرل و نیز فرزند اولیور استون، شان استون، نیز به گروه تحقیق پیوستند.

💡 هارونوبو همچون بسیاری از هم عصرانش تعدادی شونگا نیز کشید. آثارش مقلدان زیادی داشت که برخی از آنان همچون شیبا کوکان در تقلید از او به مرتبه استادی رسیدند.