لغت نامه دهخدا
کند گشتن. [ ک ُ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) نابُراشدن. برندگی نداشتن. از برندگی افتادن:
خنجر فتنه چو گشت کند در ایام تو
حنجر خصم تو است خنجر او را فسان.خاقانی.
کند گشتن. [ ک ُ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) نابُراشدن. برندگی نداشتن. از برندگی افتادن:
خنجر فتنه چو گشت کند در ایام تو
حنجر خصم تو است خنجر او را فسان.خاقانی.
نابرا شدن. برندگی نداشتن. ازبرندگی افتادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرگه منعش کند از آن کشتن گوید او هست جهل از این گشتن