لغت نامه دهخدا
کناره نشینی. [ ک َ / ک ِ رَ / رِ ن ِ ] ( حامص مرکب ) انزواطلبی: خواست که بعدخراب البصره پای از میان کار کشیده دارد و دست به آغوش کناره نشینی و انزوا فراکند. ( جهانگشای جوینی ).
کناره نشینی. [ ک َ / ک ِ رَ / رِ ن ِ ] ( حامص مرکب ) انزواطلبی: خواست که بعدخراب البصره پای از میان کار کشیده دارد و دست به آغوش کناره نشینی و انزوا فراکند. ( جهانگشای جوینی ).
انزوا طلبی: خواست که بعد خراب البصره پای از میان کار کشیده دارد و دشت به آغوش کناره نشینی و انزوا فرا کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به گل نشینی کشتی یا زمینگیر شدن کشتی عبارت است از برخورد کشتی به بستر دریا یا کناره آبراه. این کار ممکن است از روی عمد، برای مواردی همچون بارگیری خدمه یا بار و تعمیر و نگهداری کشتی، یا غیرعمدی، مانند حادثه دریایی، باشد. در موارد تصادفی معمولاً از آن به عنوان «به گل نشستن» یاد میشود.