کمان دوخم
فرهنگستان زبان و ادب
{recurve bow, recurve} [ورزش] کمانی که دو سر آن، پیش از زه کردن، روبه عقب خمیدگی دارد
ویکی واژه
کمانی که دو سر آن، پیش از زه کردن، روبهعقب خمیدگی دارد.
جمله سازی با کمان دوخم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سوگند می خورم به دوخم یافته کمان یعنی بدان دو ابروی چون مشک اذفرت
💡 در اساطیر باستان، قهرمان داستان همواره سلاحی بسیار قدرتمند با کمان دوخم و تیرهایی نشکن برای مقابله با دشمنان بزرگ خود در دست داشت.
💡 نقاش با دقت بسیار زیاد، قوس و شکل کمان دوخم را در لوحه تاریخی که میکشید، با ظرافت و زیبایی تمام به تصویر کشید.
💡 آن جنگجو با استفاده از کمان دوخم خود، هدف را از فاصلهای بسیار دور و با دقتی خیرهکننده به درستی نشانه رفت و به هدف زد.