کم سر

لغت نامه دهخدا

کم سر. [ ک ُ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان فومن است و 243 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

جمله سازی با کم سر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این بی مغزی از قلم آموخته ام کم سر بدو شاخ است و قدم می بندم

💡 شک نیست چو پروانه کم سر گیرد شمعش بهزار لطف در خور گیرد

💡 مباد از سر زنار کم سر مویی چه شد که سلسله سبحه از نظام افتاد

💡 در بازار کامپیوتر، چاپگرهای جوهر افشان زیاد هستند. جوهر افشانها اغلب ارزان قیمت، سریع و کم سر و صدا می‌باشند و بسیاری از مدل‌های آن تصاویری با کیفیت‌های بسیار بالا ایجاد می‌کند.

💡 بندگانند تو را کز تو تویشان مقصود پای در راه تو بنهند و کم سر گیرند

💡 پریشانی نسازد کم سر مو خاطر جمعش اگر مجنون خیال زلف لیلی بیشتر دارد