لغت نامه دهخدا
کشورز. [ ک ِش ْ وَ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) بزرگ، چه کشورزیان به معنی بزرگان است. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || محتمل است مخفف کشاورز باشد. ( حاشیه برهان ).
کشورز. [ ک ِش ْ وَ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) بزرگ، چه کشورزیان به معنی بزرگان است. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || محتمل است مخفف کشاورز باشد. ( حاشیه برهان ).
= کشاورز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در کوبا فولخنثیو باتیستا با کودتایی به سال ۱۹۵۲ قدرت را در دست گرفته و دیکتاتوری نظامی بر پا کرده بود. در آن زمان، یک سوم جمعیت کشور «فقیر» محسوب میشدند و طبقه متوسط ناراضی و اندازه آن رو به رشد بود؛ اقتصاد مبتنی بر شکر دیگر نمیتوانست پاسخگوی نیازهای آنان باشد. رژیم حاکم در نظر مردم سرکوبگر و فاسد محسوب میشد و مردم را با خود بیگانه کرده بود. در آن عهد، کوبا جمعیتی به اندازه ۶٫۳ میلیون نفر داشت. سرانه تولید ناخالص داخلی آن کشور در میان کشورهای آمریکای لاتین سوم بود، اما اختلاف بزرگی میان فقرا و ثروتمندان وجود داشت. زمینهای شرق کشور تحت سلطه زمینداران بزرگ بود که به صادرات محصولات کشورزی مشغول بودند. اختلاف سطح زندگی میان هاوانا و دیگر مناطق کشور و همچنین میان مناطق شهری و روستایی به خوبی قابل تشخیص بود.