لغت نامه دهخدا
کاپادوکی. ( اِخ ) رجوع به کاپادوکیه شود.
کاپادوکی. ( اِخ ) رجوع به کاپادوکیه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سال سیار ایرانی، مختص ایران نبود، بلکه غالب ممالک و اقوامی که در قلمرو اقتدار شاهنشاهی ایران بودند (بهاستثنای مصر، بابل، فلسطین و سوریه که خودشان تمدنهای قدیمی و مستقلی داشتند)، و ظاهراً تمام اقوام زردشتیمذهب آن را اتخاذ کردند و مراعات نمودند؛ چنانکه سال و ماههای سغدیها و خوارزمیها و سیستانیها در مشرق، و کاپادوکیها و ارمنیها در مغرب ایران، عیناً بدون کم و زیاد (جز در آنچه راجع به اختلاف موقع خمسه مسترقه است) همان سال و ماههای ایرانی است، منتها با اسامی دیگر که آن هم غالباً با تغییر کلمات به لهجه محلی، ولی با حفظ معنا است.
💡 سوارهای پارتی، هیرکانی و تپوری تحت فرماندهی فراتافرن بودند. مادیها، کادوسیان و سکاها تحت فرماندهی آتروپات بودند. سکنه دریای سرخ را اُرُنتوبات و آریوبرزن و اکسینِس اداره میکردند. بر شوشیها و اوکسیان اُگزاتر پسر آبولیتاس ریاست داشت و بر بابلیها، سیتاکیان و بر کاریان، بوپار ریاست داشت. ارمنیها به سرداری اُرونت و میثروستِس بودند و کاپادوکیها به سرداری آریآرسِس بودند و سل سوریان و بینالنهرینیها به فرماندهی مازه والی بابل بودند.