لغت نامه دهخدا
چپ رو. [ چ َ رَ / رُو ] ( نف مرکب ) تندرو. آنکه دنبال افکار چپی رود. کسی که در طریق مخالفت با رژیم کشور یا سیاست دولت گام بردارد. رجوع به چپ و چپ روی شود.
چپ رو. [ چ َ رَ / رُو ] ( نف مرکب ) تندرو. آنکه دنبال افکار چپی رود. کسی که در طریق مخالفت با رژیم کشور یا سیاست دولت گام بردارد. رجوع به چپ و چپ روی شود.
۱. کسی که به راه چپ برود، آن که از راه راست منحرف شود.
۲. (سیاسی ) تندرو، کسی که افکار دست چپی داشته باشد و در طریق مخالفت با رژیم کشور یا سیاست دولت گام بردارد.
تندرو. آنکه دنبال افکار چپی رود. کسیکه در طریق مخالفت با رژیم کشور یا سیاست دولت گام بردارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر از جزئیات صورتجلسه و دیگر اسناد کنگره و مباحثاتی که پیرامون گرایشهای «چپ» و راست در این کنگره شدهاست، بگذریم، یک نکته جای تردید باقی نمیگذارد و آن وجود بعضی اشتباهات «چپ» است، که در آن دوره (دوره تکوین و طفولیت این احزاب) برای خیلی از احزاب کمونیست روی میداد. برای کمک به این احزاب بود که ولادیمیرایلیچ لنین اثر مشهور خود «بیماری کودکانه چپ روی در کمونیسم» را نوشت.
💡 هرمزی تمام اندوختههایی را که از استادش فراگرفته بود به خوبی مینواخت. انگشت راست محکم و چپ روان و سریع داشت که با قدرت و سرعت و نرمی روی سه تار حرکت میکردند. وی به علت کسالت و عمل جراحی، وزن تار و صدای آن به گوشش سنگین میآمد و سه تار را برای نواختن ترجیح داد.
💡 پسجانب راست رو را بر زمين گذارد و همين را صد مرتبه بگو پس جانب چپ رو را بر زمينگذار و صد مرتبه بگو پس باز به سجده رود و صد و ده مرتبه بگو و حاجت خود را يادكن به درستى كه خداوند بر مى آورد آن را.