چهار طناب

لغت نامه دهخدا

چهارطناب. [ چ َ / چ ِطَ ] ( اِ مرکب ) کنایه از چهارعنصر است:
زآنکه مدهوش گشته اند همه
اندرین خیمه چهارطناب.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

کنایه از چهارعنصر است

جمله سازی با چهار طناب

💡 ننو در خانه‌های قدیمی مازندران با ساختار سقف چوبی، به شکلی بود که بر سقف خانه چهار میخ با فاصلهٔ معین می‌کوبیدند و سپس طنابی را به آن می‌بستند و پایین آن با بستن دو چوب به عرض چهار طناب آویزان شده، ننو شکل می‌گرفت. هنگامی که از ننو استفاده نمی‌شد، چوب‌ها جدا و طناب‌ها به گوشه اتاق بسته می‌شدند.

💡 زانکه مدهوش گشته‌اند همه اندر این خیمهٔ چهار طناب