لغت نامه دهخدا
چمندگی. [ چ َ م َ دَ / دِ ] ( حامص ) صفت و حالت شخص چمنده. خرامندگی. رفتار بناز و خرام. رجوع به چم، چمنده و چمیدن شود.
چمندگی. [ چ َ م َ دَ / دِ ] ( حامص ) صفت و حالت شخص چمنده. خرامندگی. رفتار بناز و خرام. رجوع به چم، چمنده و چمیدن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نسبت بقامتش نتوان کرد سرو را کو سرو را میان چمن آن چمندگی