چریق
لغت نامه دهخدا
چریق. [چ َ ] ( اِخ ) دهی ازدهستان ملیشه پاره بخش کلیبر شهرستان اهر که در 14هزارگزی راه شوسه اهر به کلبیر واقع است. کوهستانی ومعتدل است و 63 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه قره سو و چشمه، محصولش غلات و میوه جنگلی، شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی گلیم بافی وراهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جمله سازی با چریق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 علاوه بر مورد یادشده، تقریباً در هر آبادی ناحیه نوعی نشان اختصاصی (Landmark) وجود دارد. بعضی از اینها میتوانند جاذبه گردشگری داشته باشند. در اینجا سه نمونه را ذکر میکنیم. ۱) یکی از دیدنیهای کوانق درخت چنار کهنسال کاملاً سر حالی، به قطر تقریبی سه متر، است که که در ورودی روستا قرار دارد. به گفته اهالی این روستا این درخت قدمتی بیش از ۵۰۰ سال دارد. تصویر این درخت ضمیمه شده است. ۲) در قبرستان روستای صومعه درخت سرو عجیبی وجود دارد. این درخت کهنسال در تمام قسمتهای تنه خود حتی شاخهای کوچک حالت پیچ خورده دارد و از سایر درختان سرو که در آن منطقه و قبرستان وجود دارند متمایز است. درخت کهنسال بلوط در روستای چریق و درختان چنار کهنسال در روستاهای ی شاهحیدر، مکیدی و طوعلی سفلی از دیگر جاذبههای منطقه حفاظت شده ارسباران محسوب میشوند.