لغت نامه دهخدا
چاپ خوردن. [ خوَرْ / خُرْدَ ] ( مص مرکب ) طبع شدن. بطبع رسیدن. بچاپ رسیدن.
چاپ خوردن. [ خوَرْ / خُرْدَ ] ( مص مرکب ) طبع شدن. بطبع رسیدن. بچاپ رسیدن.
طبع شدن ٠ بطبع رسیدن ٠ بچاپ رسیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 605- تذكره الحفاظ، ص 965 - 966. حديث طير اين بوده كهرسول خدا(ص ) را پرنده اى كباب شده به خدمت آوردند. آن حضرت دست به دعا برداشتو گفت: بارخدايا از خلق خود آنكه را دوستتر دارى بفرست تا در خوردن اين پرنده با منشريك شود، كه على آمد و با او به خوردن پرداخت. در اين مورد به تاريخ دمشق ابنعساكر، تحقيق محمودى، چاپ بيروت، سال 1395، ج 2، ص 105 مراجعه شود.